محققان دانشگاه ایندیانا دریافتند که روغن ماهی میتواند بیماران همودیالیزی را از مرگ ناگهانی در اثر ایست قلبی نجات دهد.
تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) یا همان ولنتاین ایرانی به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند یعنی ۲۵ بهمن ماه (ولنتاین) و ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان) !
چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک، شکلات و … در کشورمان باب شده است. اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در روز ولنتاین باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند...
تاریخچه روز ولنتاین:
روز ولنتاین-تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه روز ولنتاینمیدانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس وجود داشتهاند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه آئین ولنتاین دارند.
روز ولنتاین-در صده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بودهاست بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشتهاست از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامهایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام میشود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان ولنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.
هدیه روز ولنتاین :
در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز ولنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از آداب روز ولنتاین به شمار میرود. از نظر علمی هم ثابت شدهاست که خوردن شکلات دات یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا میبرد البته نه مصرف بی رویه ان.
تاریخچه سپندارمذگان:(ولنتاین ایرانی)
ولنتاین ایرانی :در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بودهاست. در تقویم ایرانی دقیقا مصادف است با ۵ اسفند که در گاهشماری کنونی برابر است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از روز ولنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشتهاست.
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زن و زمین میدانسته اند. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول “روز اورمزد”، روز دوم، روز بهمن معنی “سلامت، اندیشه” که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کردهاند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای ولنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.
چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
به گزارش دیلی میل، این فناوری به نام Argus II در نوع خود اولین است و در سال 2011 برای استفاده در اروپا تاییدیه گرفته است ولی برای کاربرد آن در آمریکا نیازبه تاییدییه سازمان غذا و داروی آمریکا ( FDA ) است .
فوق تخصص ریه کودکان از فرانسه گفت : در حال حاضر 6 تا 10 درصد از کودکان ایرانی در زندگی خود مبتلا به آسم می شوند ولی این بیماری در میان کودکان ایرانی رو به افزایش است .
این پژوهش که توسط زیست شناسان دانشگاه کالیفرنیا- برکلی انجام شده، نشان دهنده پیشرفت مهمی در شناخت سازوکار مولکولی دخیل در پیری است. این یافته راه را برای ارائه درمانهای هدفمند برای بیماری های تحلیلی مرتبط با سن فراهم می کند.
محققان دریافتند SIRT3یکی از اعضای خانواده پروتئین های موسوم به سرتوئین ها نقش مهمی را در کمک به سلول های بنیادی پیر خون برای مقابله با استرس و فشار، ایفا می کند. وقتی آنها سلول های بنیادی خون موش های پیر را با SIRT3القا کردند، شکل گیری سلول های خونی جدید در آنها بروز کرد؛ شواهدی از معکوس شدن روند زوال مرتبط با سن در عملکرد سلول های بنیادی پیر.
دانیکا چن استادیار علوم تغذیه و سم شناسی دانشگاه کالیفرنیا – برکلی گفت: می دانستیم که سرتوئین ها پیری را تنظیم می کنند اما تحقیق ما در واقع نخستین موردی است که نشان می دهد سرتوئین ها می توانند تحلیل مرتبط با سن را معکوس کنند. این یافته بسیار هیجان انگیز است. به گفته وی این مطالعه راه را برای ارائه درمانهای بالقوه برای بیماری های زوالی مرتبط با سن هموار می کند.
چن افزود: اکنون پیری نه یک فرایند تصادفی و کنترل نشده بلکه یک فرایند بسیار تنظیم شده شناخته می شود چرا که می توان آن را دستکاری کرد. مطالعات نشان داده اند حتی یک تک جهش ژنی می تواند به افزایش طول عمر منجر شود.
محققان، نخست سیستم خونی موش های دارای ژن معیوب SIRT3 را بررسی کردند. به طور شگفت آوری مشاهده کردند در بین موش های جوانی که SIRT3 نداشتند، هیچ مشکلی بروز نمی کرد. اما زمانی تفاوت مشاهده می شد که موش کم کم پا به سن می گذاشت. وقتی دوساله شدند، موش هایی که ژن SIRT3 نداشتند به طور چشمگیری شاهد کاهش سلول های بنیادی خون بودند و توانایی شان برای تولید سلول های خونی جدید در مقایسه با موش های معمولی هم سن خودشان کم شد.
جشن سده مانند نوروز و مهرگان از جشنهای بزرگ ایرانیان بوده و پیوند ویژهای با «آتش» دارد. از روزگاران باستان تاکنون این جشن در دهمین روز بهمنماه که صدمین روز از زمستان بزرگ(زمستان بزرگ از یکم آبانماه آغاز میشده است) برگزار شده است. آنان بر این باور بودند که پس از این روز از سرمای زمستان آرامآرام کاسته خواهد شد.
از اینرو در روزِ جشن، به دشت و صحرا رفته، هیزم و خار فراهم آورده و با فرارسیدن شب و پایین رفتن آفتاب، آتش بزرگی افروخته و همگان در پیرامون آن دستدردست هم به نیایش و شادی میپرداختند. گردهماییای که همازوری را میرساند. همازوری در اینکه، همهی انسانها دارای سرچشمهای واحد هستند.

عصاره چای سیاه را میتوان به عنوان یک عامل ضدباکتریایی در عفونتهای چشمی معرفی کرد.

"گروه آمادگیهای ضربتی رایانهای آمریکا"(CERT) وابسته به وزارت امنیت داخلی این کشور در مورد استفاده از نرمافزار Java روی رایانههای شخصی هشدار داد.
به گزارش ایتنا گروه CERT با انتشار این بیانیه به صورت کاملا جدی روی پایگاه اینترنتی خود هشدار داد: «نرمافزار Java ۷ Update ۱۰ و نسخههای پیش از آن شامل یک نقطه آسیبپذیر میشوند که میتواند دسترسی از راه دور هکرها به اطلاعات داخل رایانهها را فراهم کند و شرایط لازم برای انجام حملات جدی اینترنتی را روی سیستمهای آسیبپذیر فراهم آورد».
مرکز امنیتی یاد شده توضیح داده است که با این اتفاق یک هکر میتواند به تمامی رایانههایی که نرمافزار Oracle Java Runtime Environment (JRE) ۱.۷ روی آنها نصب شده است، دسترسی داشته باشد.
در بیانیه وزارت امنیت داخلی آمریکا آمده است: «ابزارهایی که مبتنی بر مرورگر اینترنتی Internet Explorer اجرا میشوند و تمام محتویات اینترنتی که به واسطه آن به نمایش درمیآیند از جمله اطلاعات مبتنی بر نرمافزارهای Microsoft Office یا Windows Desktop Search میتوانند به عنوان عاملی برای حملات اینترنتی از این طریق مورد استفاده قرار گیرند. باید توجه داشت که نرمافزار Oracle Java ۷ update ۱۰ و تمامی نسخههای پیش از آن مشکل یاد شده را بهوجود میآورد.»
و با وجود تلاشهای فراوان هنوز نتوانسته است با یک وصله امنیتی این مشکل را برطرف کند و به همین خاطر تنها روش مناسب آگاهی کاربران از این مسئله است.
در چهارم دی ماه 1306 در شهرستان بم به دنیا آمد. پدرش " لطفعلی رفیعی " از خوانین بم و نماینده ی دوره ی چهاردهم مجلس از بم بود(1324-1322ش.) . خانواده ی رفیعی هم از همین تاریخ ساکن تهران شدند . داریوش دوران دبیرستان را دردبیرستان های ایرانشهر و البرز تحصیل میکرد؛ اما تحصیل را رها کرد و به دنبال علاقه اش یعنی موسیقی رفت . تعلیمات موسیقی را نزد استاد بدیع زاده فرا گرفت و در 1327ش. به رادیو راه یافت. صدای داریوش حزن و گرفتگی خاصی داشت که هر شنونده ای را مجذوب میکرد. طولی نکشید که نام داریوش سر زبان ها افتا د . آهنگ های او را مجید وفادار میساخت و اکثر ترانه های به یاد ماندنی داریوش حاصل کاراین آهنگساز بزرگ است .
ابوالقاسم عارف در حدود سال 1261 در قزوین متولد شد . پدر وی ملا های از وکلای دعاوی بود . دوره کودکی عارف به سبب نزاع دائی پدر و مادر در پریشانی گذشت . واندن و نوشتن فارسیو مقدمات عربی را در مکتب و خط را پیش سه نفر از خطاطان معروف قزوین و موسیقی را نزد حاجی صادق خرازی فرا گرفت .چون اواز خوشی داشت پدر او را نزد حسن واعظ سپرد تا در پای منبر او نوحه خوانی کند.
16 ساله بود که به تهران آمد و ماندنی شد پس از چندی با موثق الدوله آشنا شد و سبب ورود او به دربار گشت و تاجایی پیش رفت که مظفرالدین شاه دستور به احضار او صادر کرد . پس از حضور و خواندن یکی دو غزل ، شاه را خوش امد و به او خلعت داد و به ردیف فراشان شاه در آمد .خود عارف در این باره میگوید
شنیدن این حرف برایم کمتر از صاعقه نبود دیدم عمام به آن ننگینی و شیخ بودن به آن بد نامی هزار بار شریفتر از کلاهی است که میخواهند بر سرم بگذارند
عارف در ۱۷ سالگی به دختری به نام "خانم بالا" عشق و علاقه پیدا کرد و با او در پنهان ازدواج کرد. (تصنیف دیدم صنمی... را در وصف ایشان سرود) فشارهای خانواده دختر پس از اینکه مطلع گردیدند زیاد شد و عارف به ناچار به رشت رفت و پس از بازگشت با وجود عشق بسیار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمر ازدواج نکرد.
چند سالی گذشت تا کم کم نغمه مشروطه از گوشه و کنار شنیده میشد . عارف از همان ابتدای جنبش آزادی به سوی مشروطه خواهان روی آورد و فریحه و استعداد نادر و چند انبه خود را وقف آزادی نمود یکی از معروف ترین آثار او در این زمان غزل پیام آزادی است
پیام ، دوشم از پیر می فروشم آمد بنوش باده که ملتی به هوش آمد
هزار پرده ز ایران درید ، استبداد هزار شکر که مشروطه پزده پوش امد
ز خاک پاک شهیدان را آزادی ببین که خون سیاوش چه سان به جوش امد
برای فتح جوانان جنگجو، جامی زدیم باده و فریاد نوش نوش آمد
کسی که رو به سفارت پی امید رفت دهید مژده که لال و کر و خموش آمد
موفقیت عارف مرهون تصنیف های اوست که بسیار ساده که شاعر هرکدام را به منظوری سیاسی سروده است
سخن خود عارف در مورد تصنیف ها :
اگر من خدمتی دگر به موسیقی و ادبیات ایران نکرده باشم وقتی تصنیف های وطنی ساختم که ایرانی از هر ده هزار یک نفرش نمیدانست وطن یعنی چه
یکی از مزیت های تصنیف های عارف آن است که خود هم شاعر و موسیقیدان و هم خواننده بود و به تصنیف ها معنی و مفهوم ملی داد
بسیاری از تصنیف های او از بین رفته . نمونه ای از تصنیف های عارف :
گریه را به مستی بهانه کردم شکوه ها ز دست زمانه کردم
آستین چو از چشم برگرفتم سیل خون به دامان روانه کردم
از چه روی چون ارغنون ننالم از جفایت ای چرخ گردون ننالم
چون نگریم از درد و چون ننالم دزد را چو محرم به خانه کردم
دالا خموشی چرا چو خم نجوشی چرا
برون شد از پرده راز تو پرده پوشی چرا
همچو چشم مستت جهان خراب است از چه روی ، روی تو در حجاب است
رخ مپوش کاین دور، دور انتخاب است من ترا به خوبی نشانه کردم
دالا خموشی چرا چو خم نجوشی چرا
برون شد از پرده راز تو پرده پوشی چرا
باغبان چه گویم به ما چه کرد کینه های دیرین برملا کرد
دست ما زدامان گل جدا کرد تا به شاخ گل آشنا کردم
دالا خموشی چرا چو خم نجوشی چرا
برون شد از پرده راز تو پرده پوشی چرا
پس از فتح تهران به دست ملیون و گشایش مجلس دوم ، به یاد اولین قربانیان راه آزادی تصنیفی ساخت که در آن روزها غوغا و شوری به پا ساخت و مدتها بر سر زبان مردم بود
از خون جوانان وطن لاله دمیده از مماتم سرو قدان ، سرو خمیده
در سایه گل ، بلبل از این غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان جامعه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ گردون ، چه بدکرداری ای چرخ گردون ، سر کین داری ای چرخ
نه دین داری ، نه آیین داری ای چرخ
خوابند وکیلان و خرابند وزیران بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانه ویران یارب بستان داد فقیران ز امیران
چه کجرفتاری ای چرخ گردون ، چه بدکرداری ای چرخ گردون ، سر کین داری ای چرخ
نه دین داری ، نه آیین داری ای چرخ
از اشک همه روی زمین زبر و زیر کن مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن اندر جلو تیر عدو ، سینه سپر کن
چه کجرفتاری ای چرخ گردون ، چه بدکرداری ای چرخ گردون ، سر کین داری ای چرخ
نه دین داری ، نه آیین داری ای چرخ
با آغاز جنگ جهانی اول ، جریانهای گوناگون سیاسی در ایران آغاز شد و حزب ها و انجمن های مختلف به روی کار آمدند . عارف نیز وارد عرصه شد و تابع جریانی شد که عتاصر ملی در آن بیشتر بودند و چون تجاوزات دولتهای همسایه به کشور بی طرف ایران بیشتر شد ناچار با مجاهدان ایرانی راه کشور عثمانی در پیش گرفت و مدتی در استانبول به سر برد و در سال 1299 به وطن بازگشت
پس از آغاز قیام خراسان به دیدار کلنل محمد تقی خان پسیان رفت و امید به نجات کشور به دست این مرد وطن پرست داشت که آن نیز با شهادت کلنل این امید از بین رفت و هنگامی که خواستند سر کلنل را به بدن ملحق کرده بر روی توپ بگذارند این شعر را سرود
این سر که نشان سر پرستی است امروز رها ز قید هستی است
با دیده عبرتش ببینید کاین عاقبت وطن پرستی است
در جایی نیز در غم مرگ کلنل چنین سرود
گریه کن که گر سیل خون گری ، ثمر ندارد ناله ای که ناید ز نای دل ، اثر ندارد
هرکسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد دل ز دست غم مفر ندارد
دیده غیر اشک تـــــــــــــــــــــــــر ندارد این محرم و صفر ندارد
گر زنیم چاک جیب جان چه باک
مرد جز هلاک چاره دگر ندارد زندگی دگر ثمر ندارد
چندی بعد عارف به همدان تبعید شد و بازمانده عر خود را در نقطه ایی دور افتاده از آن شهر با فقر به سر برد او در این دوره از زندگی خود از مردم گریزان بود و تنها زندگی میکرد
عارف در یکم بهمن 1312 دیده از جهان فرو بست و او را در بقعه ابوعلی سینا به خاک سپردند.